دوره های بازار یا سیکل بازار چیست؟


چرخه بازار به گروه های مختلف چندتایی دسته بندی میشود: کوتاه مدت - میان مدت - بلند مدت .
چرخه های میان و بلند مدت در تحلیل طولانی مدت فارکس به کار میروند به ترتیب طی بازه های 40-20 روزه و50-30 هفته ای.
تحلیل های کوتاه مدت فارکس برای دوره زمان 400-100 ساعتی به کار میروند.در تحلیل طولانی مدت بازار فارکس ، ما از بازه زمانی میان مدت که 25 تا 35 روز طول می کشد و همچنین از سیکل زمانی طولانی مدت که بین 35 تا 45 روز به طول می انجامد، استفاده می کنیم
همچنین چرخه های کوتاه مدت به طول 320-160 ساعت در تحلیل های کوتاه مدت بازار فارکس به کار می روند. ممکن است به چرخه های کوتاه مدت تر نیز بر خورد کنید اما چرخه های بلند مدت اغلب برای مشخص کردن نقطه اوج و افت بازار و همچنین تعیین بهترین زمان برای خرید و فروش به کار میروند.
تصویر زیر یک نمودار هفتگی بر اساس دلار آمریکا / دلار کانادا است که نشان میدهد قیمت AUD در یک چرخه زمانی وهر 25 هفته یک بار به پایین ترین سطح قیمت می رسد.

اتفاق مشابه ای نیز در نمودار 8 ساعته ای که از قیمتUSD/AUDتهیه شده، رخ میدهد. و نقاط اوج در یک چرخه زمانی 250-200 ساعته یکی پس از دیگری نمایان می شوند.

چرخه ی بازار چیست؟

بسیاری از پدیده هایی که ما در زندگی روزمره خود با آنها سروکار داریم در چرخه ها اتفاق می افتند . برای مثال فصول مختلف ، طلوع و غروب خورشید ، شب و روز و گردش زمین به دور خورشید.ما این ها را قبول داریم اما به ندرت به آنها به عنوان چرخه فکر میکنیم و از چرخه ها برای پیش بینی حوادث استفاده نمیکنیم . امروزه ما ابزار دقیقی داریم که به کمک آنها می توانیم حوادث آینده را پیش بینی کنیم .

حوادثی که از تغییرات آب و هوا تا برخورد دو جرم آسمانی در فضا و یا پیش بینی یرای سونامی یا زلزله بعدی در آینده را شامل میشوند. نکته نهفته در تمام این پیش بینی ها وقوع یک سری حوادث تکراری و پشت سر هم است که بر اساس آنها نظریه ارائه می کنیم.روش مشابه میتواند به تحلیل بازار نسبت داده شود.ما میتوانیم ازنظریه گردش بازار استفاده کنیم تا تکامل بازار های مالی را پیش بینی کنیم که چه زمانی افت یا اوج یک چرخه ظاهر میشود با استفاده از این اطلاعات ما میتوانیم استراتژی معاملاتی مان را مشخص کنیم.

چرخه بازار چیست؟
بیایید ابتدا ذهنیت اولیه چرخش بازار را دریابیم.تصور کنید قیمتی که بر روی نمودار بالا و پایین میرود به فرم یک موج نمایان است پایین موج کمترین نقطه و بالای موج بالا ترین نقطه است و هر نقطه پایین با یکی از نقاط بالا مرتبط است.میتوان زمان بین دو نقطه ی پایین یا دو نقطه ی بالا را یک چرخه در نظر گرفت. اینگونه تصور کنید:طولانی ترین روز تابستان تا طولانی ترین روز تابستان سال بعد یک چرخه را می سازد.تکرار مداوم چرخه ها در طول یک بازه زمانی برای توضیح دادن یک خط میل به کار میرود و خطوط میل به عنوان اساس پیش بینی استفاده می شوند بنابراین می توان از آنها برای سرمایه گذاری استفاده کرد.
عکس زیر یک نمودار یورو/دلار روزانه است که نشان میدهد در هر 30-20 روز قیمت یورو/دلار به پایین ترین نقطه خود میرسد.

چرخه بازار فارکس

چرخه بازار فارکس

چرخه بازار به گروه های مختلف چندتایی دسته بندی میشود: کوتاه مدت - میان مدت - بلند مدت .
چرخه های میان و بلند مدت در تحلیل طولانی مدت فارکس به کار میروند به ترتیب طی بازه های 40-20 روزه و50-30 هفته ای.
تحلیل های کوتاه مدت فارکس برای دوره زمان 400-100 ساعتی به کار میروند.در تحلیل طولانی مدت بازار فارکس ، ما از بازه زمانی میان مدت که 25 تا 35 روز طول می کشد و همچنین از سیکل زمانی طولانی مدت که بین 35 تا 45 روز به طول می انجامد، استفاده می کنیم
همچنین چرخه های کوتاه مدت به طول 320-160 ساعت در تحلیل های کوتاه مدت بازار فارکس به کار می روند. ممکن است به چرخه های کوتاه مدت تر نیز بر خورد کنید اما چرخه های بلند مدت اغلب برای مشخص کردن نقطه اوج و افت بازار و همچنین تعیین بهترین زمان برای خرید و فروش به کار میروند.
تصویر زیر یک نمودار هفتگی بر اساس دلار آمریکا / دلار کانادا است که نشان میدهد قیمت AUD در یک چرخه زمانی وهر 25 هفته یک بار به پایین ترین سطح قیمت می رسد.

اتفاق مشابه ای نیز در نمودار 8 ساعته ای که از قیمتUSD/AUDتهیه شده، رخ میدهد. و نقاط اوج در یک چرخه زمانی 250-200 ساعته یکی پس از دیگری نمایان می شوند.

روانشناسی چرخه‌های بازارهای مالی جهانی و فارکس

آشنایی و تسلط بر روانشناسی فردی و روانشناسی بازار مهمترین بخش موفقیت در آموزش فارکس است. روانشناسی بازار بطور کلی بیان می‌کند که حرکات بازار تحت تأثیر احساسات یا انعکاسی از احساسات شرکت‌کنندگان در آن بازار هستند. این موضوع یکی از بخش‌های اصلی اقتصاد رفتاری است. اقتصاد رفتاری یک علم بین‌ رشته‌ای است که در آن به بررسی عوامل مختلف موثر بر تصمیمات اقتصادی پرداخته می‌شود.

بسیاری افراد معتقد هستند که احساسات مردم، عامل اصلی ایجاد تغییرات در بازارهای مالی محسوب می‌شود. و اینکه نوسانات کلی احساسات سرمایه‌گذاران، همان چیزی است که به اصطلاح چرخه‌های روانشناختی بازار را ایجاد می‌کند.

بطور خلاصه، منظور از تمایلات بازار در واقع همان کلیت احساسی است که سرمایه‌گذاران و معامله‌گران نسبت به پرایس اکشن یک دارایی دارند. زمانی که تمایلات و احساسات بازار مثبت باشد و قیمت مرتباً افزایش یابد، گفته می‌شود روند بازار صعودی یا گاوی است. برعکس، وقتی قیمت بطور مداوم کاهش یابد، گفته می‌شود بازار نزولی یا خرسی است.

بنابراین تمایلات بازار از دیدگاه‌ها و احساسات تک‌تک معامله‌گران و سرمایه‌گذاران شرکت‌کننده در بازار شکل می‌گیرد. یا به عبارتی دیگر، تمایلات بازار همان کلیت احساسات شرکت‌کنندگان بازار است.

اما درست مانند هر جمع و گروه دیگری، هیچ نظر یا عقیده‌ منفردی نیست که کاملا غالب باشد. براساس نظریه‌های روانشناسی بازار، قیمت یک دارایی در واکنش به احساسات کلی بازار، دائماً و بطور پویا و دینامیکی تغییر می‌کند. در غیر این صورت، انجام یک معامله موفق خیلی سخت می‌شد.

در عمل وقتی بازار صعودی می‌شود، احتمالا به دلیل بهبود دیدگاه و نظرات معامله‌گران نسبت به آن دارایی است. وجود احساسات مثبت در بازار باعث افزایش تقاضا و کاهش عرضه می‌شود. افزایش تقاضا هم به نوبه خود باعث تشدید بیشتر اطمینان معامله‌گران نسبت به آن دارایی می‌شود. بطور مشابه، یک روند نزولی قوی هم احساسات منفی ایجاد می‌کند که باعث کاهش تقاضا و افزایش عرضه دارایی موجود می‌شود.

چگونه احساسات در چرخه‌های بازار تغییر می‌کنند؟

تمام بازارها دوره‌های صعودی و نزولی متعددی را تجربه می‌کنند. زمانی که یک بازار در فاز مثبت و صعودی قرار دارد، فضای مثبت‌اندیشی، اعتماد و طمع در آن وجود دارد. معمولا این‌ها احساسات اصلی هستند که منجر به ایجاد یک روند صعودی قوی می‌شود.

گاهی اوقات احساس طمع و اعتماد بقدری در بازار اوج می‌گیرد که باعث ایجاد حباب مالی می‌شود. در چنین شرایطی، بسیاری از سرمایه‌گذاران غیرمنطقی رفتار می‌کنند و دیگر نمی‌توانند ارزش واقعی دارایی را به درستی تشخیص دهند و به همین خاطر تنها به این دلیل که فکر می‌کنند بازار به صعود خود ادامه خواهد داد، آن دارایی را خریداری می‌کنند.

به عبارتی دیگر، سرمایه‌گذاران بیش از اندازه تحت تأثیر مومنتوم بازار قرار می‌گیرند و طمع می‌کنند و امیدوار هستند که سودهای بیشتری کسب کنند. زمانی که قیمت بیش از حد افزایش می‌یابد، یک سقف قیمتی در آن محدوده تشکیل می‌شود. در حالت کلی، به این حالت، نقطه حداکثری ریسک مالی می‌گویند.

در بعضی موارد، بازار برای مدتی روند سایدوی را تجربه می‌کند تا اینکه به تدریج فروش دارایی آغاز می‌شود. این مرحله به مرحله توزیع نیز معروف است. اما در بعضی از روندها هم مرحله توزیع به وضوح تشکیل نمی‌شود و روند نزولی بلافاصله پس از ایجاد سقف قیمتی، شروع می‌شود.

روند نزولی

وقتی بازار تغییر جهت می‌دهد، از آنجاییکه بسیاری از معامله‌گران هنوز قبول نمی‌کنند که روند صعودی به اتمام رسیده، حالت سرخوشی ممکن است خیلی زود جای خود را به احساس رضامندی و بی‌خیالی بدهد. با ادامه کاهش قیمت، احساسات حاکم بر بازار خیلی زود منفی می‌شود. این احساسات اغلب شامل تشویش و اضطراب، انکار و ترس و وحشت می‌شود.

در چنین شرایطی، احساس اضطراب را می‌توان اینطور توصیف نمود که زمانی است که سرمایه‌گذاران مردد می‌شوند و می‌پرسند چرا قیمت شروع به ریزش کرده است، و این حالت خیلی زود به مرحله انکار و عدم پذیرش می‌رسد. در مرحله انکار، بسیاری از سرمایه‌گذاران به دو دلیل همچنان اصرار دارند که معاملات خود را همچنان باز نگه دارند: یکی اینکه «هنوز برای ورود به معامله فروش خیلی زود است» و یا اینکه فکر می‌کنند «بازار به زودی برمی‌گردد».

اما با کاهش بیشتر قیمت، موج معاملات فروش قوی‌تر و قوی‌تر می‌شود. در این هنگام، احساسات ترس و وحشت اغلب بازار را به مرحله‌ای تحت عنوان کاپیتولاسیون (تسلیم) می‌رساند، یعنی مرحله‌ای که در آن افرادی که معامله خرید داشته‌اند بالاخره تسلیم می‌شوند و دارایی‌های خود را نزدیک یک کف قیمتی می‌فروشند.

در نهایت با کاهش نوسانات و افزایش پایداری بازار، روند نزولی متوقف می‌شود. معمولا در این مواقع پیش از آنکه مجددا احساسات مثبت و امیدواری نسبت به بازار افزایش یابد، بازار حرکات سایدوی را تجربه می‌کند. به این قبیل دوره‌های سایدوی، مرحله انباشتگی یا جمع شدن هم می‌گویند.

سرمایه‌گذاران چگونه از روانشناسی بازار استفاده می‌کنند؟

با فرض معتبر بودن نظریه روانشناسی بازار، درک آن می‌تواند به معامله‌گران کمک کند تا در زمان‌های مناسب‌تری به بازار ورود و از آن خارج شوند. نگرش عمومی بازار برخلاف آن چیزی است که احساس می‌شود. یعنی بهترین فرصت برای خرید یک دارایی موقعی است که اکثر مردم نسبت به آن ناامید هستند و قیمت و ارزش آن خیلی افت کرده است. در مقابل، بیشترین ریسک ورود به معامله خرید زمانی است که اکثر شرکت‌کنندگان بازار راضی و خوشحال هستند و نسبت به ارزش آن دارایی اطمینان بالایی دارند.

بنابراین، بعضی از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران سعی می‌کنند از طریق درک احساسات حاکم بر بازار، مراحل مختلف چرخه‌های روانشناسی آن را تشخیص دهند. آن‌ها با داشتن این اطلاعات، زمانی وارد معامله خرید می‌شوند که احساس ترس و وحشت بر بازار حاکم باشد (قیمت‌های پایین‌تر) و مواقعی وارد معامله فروش می‌شوند که احساس طمع در بازار به اوج خود رسیده باشد (قیمت‌های بالاتر). اما در عمل تشخیص این نقاط چرخش کار آسانی نیست. مثلا ممکن است قیمتی که یک کف مناسب برای خرید به نظر می‌رسد (سطح حمایتی) شکسته شود و قیمت کف‌های پایین‌تری ایجاد کند.

تحلیل تکنیکال و روانشناسی بازار

نگاه کردن به گذشته بازار و تشخیص اینکه چگونه چرخه‌های روانشناسی بازار تغییر کرده‌اند، کار آسانی است. با تحلیل داده‌های گذشته بازار، شاید خیلی راحت با خود بگویید چه تصمیمات و اقداماتی می‌توانست سودآور باشد.

اما در زمان حال بازار، درک و تشخیص این تغییرات خیلی سخت‌تر است. و پیش‌بینی حرکات بعدی بازار که دیگر خیلی سخت‌تر است. بسیاری از سرمایه‌گذاران سعی می‌کنند با استفاده از تحلیل تکنیکال پیش‌بینی کنند که بازار در آینده احتمالا چه مسیری را پیش می‌گیرد.

به تعبیری می‌توانیم بگوییم که اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال ابزاری هستند برای اندازه‌گیری و سنجش حالات روانشناسی بازار. برای مثال، اندیکاتور RSI به دلیل زیادی مثبت بودن بازار، نشان می‌دهد که یک دارایی در مرحله اشباع خرید قرار دارد.

MACD یکی دیگر از اندیکاتورهایی است که می‌توان از آن به منظور تشخیص مراحل مختلف روانشناسی چرخه‌های بازار استفاده نمود. بطور خلاصه، ارتباط بین خطوط این اندیکاتور می‌تواند نشان دهد که چه زمانی مومنتوم بازار در حال تغییر است (مثلا چه زمانی نیروی خرید در حال ضعیف شدن است).

بیت‌کوین و روانشناسی بازار

بازار صعودی بیت‌کوین در سال ۲۰۱۷ یک نمونه عالی است از اینکه چگونه روانشناسی بازار روی قیمت‌ها اثرگذار است و بالعکس. از ماه ژانویه تا دسامبر، قیمت بیت‌کوین از تقریبا ۹۰۰ دلار به بالاترین سقف زمان خود یعنی ۲۰۰۰۰ دلار رسید. در طول این افزایش قیمت، احساسات بازار همینطور مثبت و مثبت‌تر می‌شد. در این هنگام هزاران سرمایه‌گذار به بازار هجوم آوردند و خواستند از این روند صعودی بهره‌مند شوند. مثبت‌انگاری بیش از اندازه، ترس از دست دادن فرصت‌ها (FOMO) و طمع باعث شد قیمت به سرعت افزایش یابد، تا اینکه بالاخره رشد قیمت متوقف شد.

در اواخر سال ۲۰۱۷ و اوایل ۲۰۱۸، روند نزولی آغاز شد. این اصلاح قیمتی سبب شد بسیاری از افرادی که با تأخیر به بازار وارد شده بودند، متحمل ضررهای سنگینی شوند. حتی زمانی که روند نزولی تثبیت شد، باز هم اعتماد به نفس کاذب و احساس بی‌خیالی باعث شد بسیاری از مردم همچنان روی باز نگه داشتن معاملات خود اصرار کنند.

چند ماه بعد، پس از اینکه اعتماد سرمایه‌گذاران خیلی کاهش پیدا کرد و به پایین‌ترین سطح خود رسید، احساسات حاکم بر بازار به شدت منفی شد. ترس، بلاتکلیفی و شک (FUD) باعث شد خیلی از افرادی که در حوالی سقف قیمتی خرید کرده بودند، در نزدیکی کف قیمتی برای فروش اقدام کنند. بعضی افراد حتی نسبت به بیت‌کوین ناامید شدند، اگرچه هیچ تغییری در تکنولوژی این ارز دیجیتال ایجاد نشده بود و حتی هر روز بهبود هم پیدا می‌کند.

سوگیری‌های شناختی

منظور از سوگیری‌های شناختی، الگوهای فکری متداولی هستند که اغلب باعث می‌شود انسان‌ها تصمیمات غیرمنطقی و نامعقولی بگیرند. این الگوهای فکری هم می‌تواند روی معامله‌گران و هم در حالت کلی روی بازار اثرگذار باشند. بعضی از نمونه‌های معمول این سوگیری‌های شناختی عبارتند از:

  • سوگیری تائیدی: تمایل به ارزش‌گذاری بیشتر روی آن دسته از اطلاعاتی که باورهای ما را تائید می‌کنند و نادیده گرفتن اطلاعاتی که مخالف عقاید ما هستند. برای مثال، سرمایه‌گذاران در یک روند صعودی روی اخبار مثبت تمرکز می‌کنند و اخبار منفی یا نشانه‌های تغییر روند را نادیده‌ می‌گیرند.
  • بیزاری از ضرر: انسان‌ها معمولا آنقدر که از ضررها وحشت دارند، از سودها لذت نمی‌برند، حتی اگر سودها یکسان یا بیشتر از ضررها باشند. به عبارتی دیگر، درد ناشی از ضرر معمولا از لذت ناشی از سودها بیشتر است. همین امر ممکن است باعث شود معامله‌گران در مرحله کاپیتولاسیون بازار، فرصت‌های معاملاتی فروش را از دست بدهند یا اینکه از ورود به معاملات فروش وحشت کنند.
  • اثر مالکیت: منظور افرادی هستند که تمایل دارند برای آنچه متعلق به آن‌هاست ارزش زیادی قائل باشند، صرفاً چون مالکیت آن را دارند. برای مثال، سرمایه‌گذاری که قدری ارز دیجیتال دارد، احتمالا معتقد است ارزش دارایی او نسبت به کسی که هیچ ارز دیجیتالی ندارد، بیشتر است.

حرف آخر

بسیاری از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران توافق دارند که روانشناسی روی قیمت و چرخه‌های بازار تأثیرگذار است. اگرچه چرخه‌های روانشناسی بازار به خوبی شناخته‌شده هستند، اما کنار آمدن با آن‌ها کار آسانی نیست. از حباب اقتصادی گل لاله در دهه ۱۶۰۰ میلادی گرفته تا حباب دات‌کام در دهه ۹۰، حتی معامله‌گران مجرب هم به سختی توانسته‌اند نگرش و حالات روانی خود را از تمایلات بازار جدا کنند. سرمایه‌گذاران همیشه با این چالش مشکل روبرو هستند که نه تنها روانشناسی بازار، بلکه روانشناسی خودشان را به درستی درک کنند و اینکه متوجه شوند چگونه همه این‌ها روی فرایند تصمیم‌گیری آن‌ها مؤثر است.در بخشی از مقاله به مفهوم(FOMO)اشاره کردیم، برای آشنایی کامل و تخصصی با این مفهوم مقاله”منظور از فومو (FOMO) در معامله‌گری چیست؟“را مطالعه نمایید.

منظور از چرخه بازار رمزارزها چیست؟

چرخه بازار رمزارزها

امروزه بیت کوین (BTC) و سایر ارزهای دیجیتال به فاز جدیدی از پذیرش خود رسیده است و جامعه بزرگی از فعالان بازار از سرمایه‌گذاران خرد تا موسسات جهانی جذب صنعت رمز ارزها شده است.

علاوه بر این توسعه امور مالی غیرمتمرکز (Defi) راه را برای پذیرش گسترده‌تر دارایی‌های دیجیتال هموار کرده است به نحوی که در سال‌های اخیر صنعت بلاک‌چین عمیقاً تحت تأثیر جریان سریع سرمایه جهانی قرار گرفته است.

به طور کلی بیت کوین و ارزهای دیجیتال به شدت بی‌ثبات هستند و در عمر ۱۳ ساله خود با افزایش شدید و کاهش قابل توجه قیمت‌ها غریبه نیستند.

از آنجایی‌که تجربه نشان داده نوسانات قیمت ارزهای دیجیتال طی الگوهای چرخه‌ای خاصی صورت می‌گیرد، شناخت چرخه بازار رمز ارزها و داشتن درک درست از چرخه‌های بازار می‌تواند برای انواع سرمایه‌گذاران در این بازار بسیار سودمند باشد.

در ادامه به شناخت چرخه بازار رمزارزها و مراحل آن می‌پردازیم.

چرخه بازار رمزارزها، و لزوم شناخت آن

نوسانات بازار رمزارزها بخشی طبیعی از فعالیت بازار است. نوساناتی که با افزایش شدید رکوردهای تاریخی قیمتها و سقوط شدید متاثر از کاهش قیمتها است معمولا سرمایه‌گذاران خرد از بازار خارج می‌کند. بدلیل غیر قابل پیش‌بینی بودن میزان نوسانات حتی باتجربه‌ترین سرمایه گذاران و معامله‌گران نیز می‌توانند غافلگیر شوند.

سرمایه گذار ماهر لازم است علاوه بر شناخت تدابیرپایه‌ای مانند افزایش مقیاس پذیری، امنیت و معرفی بهترین و امن ترین کیف پول‌های ارز دیجیتال که از طرف فعلان صنعت و صرافی های صورت می‌گیرد، باید دانش و آگاهی خود در زمینه بازار رمزارزها بروز کند. در زمینه دانش تجربی معامله گر بازار ارزهای دیجیتال با شناخت درست چرخه های بازار قادر است بیش از دیگران بر فاد (FUD) «شک، عدم اطمینان و ترس» در روند نزولی مسلط باشد، و همچنین می‌تواند فومو (FOMO) یا احساس روانی « ترس از دست دادن موقعیت» در روند صعودی را کنترل کند.

مراحل چرخه بازار رمزارزها

در هر بازار مالی، چرخه‌های بازار یک اتفاق طبیعی است. با این حال، چرخه‌های بازار ارزهای دیجیتال به دلیل نوپا بودن بازار به شیوه‌ای منحصربه‌فرد عمل می‌کنند. مشابه سایر چرخه‌های بازار، چرخه رمز ارزها را می‌توان به عنوان دوره‌ای بین بالاترین و پایین‌ترین زمان یک بازار و به طور خاص‌تر، مراحل میانی آن تعریف کرد که طی آن نوسانات قیمت‌ها رخ می‌دهد.

از لحاظ تفسیر، تجزیه و تحلیل و عملکرد دارایی چرخه های بازار به طور کلی شامل چهار مرحله مجزا شامل: انباشت، فاز صعودی ، توزیع و فاز نزولی است. چرخه‌های بازار ارزهای دیجیتال می‌تواند به کوتاهی چند ماه باشد، یا تا چند سال ادامه یابد.

1. فاز تجمع یا انباشت ((Accumulation))

فاز انباشت در آخرین مراحل روند نزولی، که قیمت دارایی‌ها نوسان کمتری دارد، آغاز می‌شود در این مرحله این احساس که بدترین سناریو به پایان رسیده است شروع شده و فعالان بازار، سرمایه گذاران بزرگ و موسسات نهادی و معامله‌گران با تجربه شروع به خرید ارز دیجیتال (https://tabdeal.org/buy-cryptocurrency ) در قیمتهای پایین می‌کنند. حتی اگر احساسات کلی نزولی باقی بماند، قیمت ها برای سرمایه گذاران سودآور به نظر می‌رسد.

فاز انباشت را می‌توان با یک دوره تثبیت مشخص کرد. روند مشخص است و بلاتکلیفی زیادی در بازار وجود ندارد، مرحله انباشت دوره قیمت گذاری جدید دارایی ها محسوب شده و معمولاً قبل از شروع روند صعودی است. پس از یک دوره طولانی ادغام، مرحله انباشت زمانی به پایان می‌رسد که احساسات بازار از منفی به خنثی دوره های بازار یا سیکل بازار چیست؟ تغییر می‌کند.

2. مرحله صعودی

در این مرحله، بازار نسبتاً باثبات به نظر می‌رسد و شروع به صعود می‌کند. بازیگران قدرتمند خرید دارایی را به مرحله اشباع می‌رسانند و خرید بیشتر معامله گران باعث تقویت روند صعودی می شود. اگرچه برخی از فروشندگان با فروش دارایی به تخلیه ادامه می‌دهند، ولی روند کلی همچنان مثبت است.

پس از مدتی، فومو (FOMO) شروع به کار می‌کند، که اغلب باعث افزایش قیمت دارایی می‌شود. با افزایش حجم معاملات، ارزش دارایی ها به اوج های (ATH) جدید می رسد. و در ادامه با رسیدن شاخص طمع به بالاترین حد، سرمایه گذاران برجسته شروع به فروش و تخلیه بازار می‌کنند.

در نهایت، آهنگ رشد قیمت‌ها شروع به کند شدن می‌کند و باعث می شود، بازار عقب نشینی اندکی را تجربه کند. در این مرحله، ممکن است گروه‌هایی از سرمایه‌گذاران به دلیل فرصت جدید خرید وارد عمل شوند، که با این اقدام قیمت را به آخرین حد صعودی سوق می‌دهند. با این حال، از آنجایی که روند صعودی دیگر پایدار نیست، قیمت‌ها به اوج می‌رسند. مرحله صعودی، گذار از احساسات خنثی به صعودی و به دنبال آن وقوع سرخوشی احساسات است.

3. فاز توزیع (Distribution)

مرحله توزیع را می‌توان با تسلط فروشندگان پس از کاهش احساسات صعودی بازار شناسایی کرد. قیمت های بازار پس از یک روند صعودی طولانی معمولاً در بازه محدودی در نوسان هستند . معامله گران برجسته احتمالاً در این مرحله سرمایه خود را توزیع کرده یا به بخشی از دارایی‌های خود را فروش می‌رسانند، اما رفتار مالی سرمایه گذاران بزرگ توام با احتیاط است، تا دوره های بازار یا سیکل بازار چیست؟ تغییرات ناگهانی در قیمت های بازار باعث اصلاحات عمیق در قیمت نشود.

در فاز توزیع علاوه بر احساس طمع، ترکیبی از ترس و امید نیز نسبت به تجدید حیات در بازار وجود دارد. بنابراین فاز توزیع شامل سیگنال های اوج قیمت بوده، والگوهای قیمت نیز مانند الگوی سقف دوقلو و سرو شانه، شکل شاخص‌های صعودی را به خود می‌گیرند. در ادامه با پیشرفت مرحله توزیع ، احساسات بیشتر به سمت منفی تغییر پیدا می‌کند، تا جایی که حتی یک خبر بد می تواند بر قیمت‌ها تأثیر منفی بگذارد و باعث تشدید فروش شود.

مرحله توزیع نیز با نوسانات بالا مشخص می‌شود و افرادی که دیرتر وارد می‌شوند اغلب در پایان بازنده هستند. بسیاری از سرمایه گذاران به قیمت بالا رضایت می‌دهند یا متحمل زیان اندکی می‌شوند. این دوره می تواند بسیار کوتاه باشد، اما از آنجایی که شامل تثبیت، شکست و عقب نشینی در مقیاس‌های کوچک است، ممکن است تا چندین ماه نیز طول بکشد.

4. مرحله نزولی

کاهش قیمت چهارمین و آخرین مرحله از چرخه بازار است. این مرحله برای معامله‌گران مبتدی و بی‌تجربه اغلب ناراحت کننده است. برخی از سرمایه گذاران به جای متحمل شدن زیان، سرمایه گذاری خود را حفظ می‌کنند. با این حال، زمانی که بازار بیش از نیمی از اوج ارزش خود را از دست می‌دهد، آنها شروع به فروش می‌کنند. در واقع جامانده‌هایی که در مرحله توزیع یا در شروع مرحله کاهش قیمت خرید کرده اند، امید خود را از دست می دهند و برای کاهش ضرر دارایی‌های خود را می فروشند.

از طرفی چون این شرایط تقریبا نشان دهنده کف قیمتی دارایی است، می‌تواند یک سیگنال خرید برای سرمایه‌گذاران اولیه باشد که دارایی‌ها را با قیمتهای پایین خریداری می‌کنند.

سخن پایانی

چرخه بازار رمزارزها براساس تفسیر، تجزیه و تحیل و عملکرد دارایی به 4 مرحله انباشت، فاز صعودی، توزیع و فاز نزولی تقسیم می‌شود. با توجه به ماهیت ناپایدار بازار رمزارزها و تکرار چرخه بازار، آشنایی و درک درست از چرخه بازار ارزها می‌تواند با افزایش تسلط بر احساسات منفی (شک، ترس و عدم اطمینان) و کنترل احساس روانی ترس از دست دادن، ضمن ارائه اطلاعات زمانی درست جهت ورود و خروج به بازار یا خرید در قیمتهای پایین، سود معامله‌گران را حداکثر نموده و زیان‌شان را به حداقل برساند.

اصلاح در بورس به چه معناست؟ چه‌طور زمان اصلاح و انواع آن را تشخیص دهیم؟

وقتی بازار بیش از 10٪ در طی چند هفته یا چند ماه سقوط می‌کند، اصلاح بازار سهام اتفاق می‌افتد. اصلاحات بازار معمولاً هر دو سال یک‌بار اتفاق می‌افتد، بنابراین سقوط نادرتر سهام بورس را می‌توان تصحیح سریع بازار دانست. اصلاح در بورس در هر مدت، بخشی طبیعی از یک چرخه معمول بازار سهام است که به بازار اجازه می‌دهد پس از سودهای قابل توجه قبل از رسیدن به بالاترین سطح، انجام شود.

برای یک معامله‌گر مهم است که تفاوت بین اصلاح و ریزش و پولبک را تشخیص دهد.

هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که تشخیص زمان اصلاح سهم را کاملاً درست پیش بینی کرده است. بیشتر سرمایه گذاران تمایل دارند در نزدیکی کف بازار بفروشند و در نزدیکی بالای بازار خرید کنند، این همان دلیل عملکرد متوسط سرمایه گذار در بازار است.

بهترین اقدام تهیه یک استراتژی سرمایه‌گذاری بلندمدت بر اساس اهداف خاص و مشخصات ریسک شما است. اگر پورتفو سرمایه‌گذاری درست و متنوعی داشته باشید، می‌توانید در برابر شوک افت و ریزش بازار یا به‌اصطلاح اصلاح شاخص بورس که منجر به بازدهی مثبت بلندمدت می‌شود، مقاومت کنید.

ادامه مطلب را بخوانید تا بدانید چه زمانی می‌توانید انتظار اصلاح در بورس و بازار را داشته باشید، معنی اصلاح در بورس و تأثیر آنها بر پورتفوی شما چیست؟ تشخیص اصلاح سهم برای شما چه طور ممکن است؟ چرا نباید نگران اصلاح باشید و چطور از آنها به نفع خود استفاده کنید.

1.jpg

در بازار سرمایه اصلاح به چه معناست؟

در سرمایه‌گذاری، کاهش 10٪ یا بیشتر قیمت اوراق بهادار از بیشترین قیمت آن، اصلاح نامیده می‌شود. اصلاحات می‌تواند در مورد دارایی‌های فردی، مانند سهام یا اوراق قرضه یا در شاخص گروهی از دارایی‌ها اتفاق بیفتد.

در واقع تعریف دقیقی از اصلاح وجود ندارد، اما معمولاً برای توصیف کاهش سریع حداقل 10٪ در قیمت دارایی از یک اوج اخیر استفاده می‌شود و اصلاح نامیده می‌شود زیرا معمولاً قیمت را از یک افزایش غیرطبیعی به روند ثابت شده بلندمدت خود برمی‌گرداند.

یک دارایی، شاخص یا بازار ممکن است مختصر یا برای دوره‌های پایدار - روزها، هفته‌ها، ماه‌ها یا حتی بیشتر درگیر اصلاح شود.

سرمایه‌گذاران، معامله گران و تحلیل گران از روش‌های تکنیکالی برای پیش‌بینی تشخیص زمان اصلاح سهم و شاخص استفاده می‌کنند. عوامل بسیاری هستند که در ایجاد اصلاح نقش دارند. از تغییر اقتصاد کلان در مقیاس بزرگ تا مشکلات موجود در برنامه مدیریت یک شرکت می‌توانند دلایل اصلاح سهام و شاخص‌ها یا بازارهایی که تحت تأثیر قرار می‌گیرند باشد.

جوزف هوگ، تحلیلگر امور مالی منصوب (CFA) و تحلیلگر سابق بازار سرمایه گذاری وال استریت. "در واقعیت، اصلاحات در بورس اوراق بهادار به طور مکرر اتفاق می‌افتد و تقریباً به آن اندازه که فکر می‌کنید بد نیست."

استفاده از تجزیه و تحلیل تکنیکال سطح حمایت و مقاومت را بررسی می‌کند تا به پیش‌بینی زمانی که یک تغییر قیمت ممکن است به یک اصلاح تبدیل شود، کمک کند. برخی دوره های بازار یا سیکل بازار چیست؟ از ابزارهایی که برای تشخیص اصلاح در بورس استفاده می‌شود، شامل استفاده از باندهای بولینگر، کانال‌ها، خط روند برای تعیین محل حمایت و مقاومت در برابر قیمت است.

انواع اصلاح قیمت

نکته کلیدی این است که در واقع دو نوع اصلاح وجود دارد: اصلاحات قیمت و اصلاحات زمانی. تقریباً همه اصلاحات ترکیبی از این دو مورد است، اما درک این موارد به عنوان عوامل جداگانه به شما امکان می‌دهد تا ارزیابی کنید که چه زمانی اصلاح به پایان می‌رسد.

اصلاح زمانی در بلند مدت رخ دوره های بازار یا سیکل بازار چیست؟ می‌دهد، یعنی تغییر روند در بازه زمانی بلند مدت تری شکل می‌گیرد ولی قیمت کاهش زیادی نخواهد داشت. این اصلاح معمولاً چند روز تا چند ماه طول می‌کشد و قیمت تنها در یک محدوده مشخصی نوسان می‌کند. بیشتر سرمایه گذاران بلند مدتی در این اصلاح متضرر خواهند شد.

اصلاح قیمتی، در مدت زمانی کوتاه‌تر شاهد افت قیمت بیشتر سهم یا شاخص خواهیم بود. دوره اصلاح قیمتی حدوداً 3 الی 4 ماه طول می‌کشد.

6.jpg

چه تفاوتی بین اصلاح و ریزش وجود دارد؟

اسپیر می‌گوید: "بازار خرسی یا ریزشی بیش از 20٪ کاهش در بازار را نشان می‌دهد." درگذشته به طور متوسط ریزش14 تا 16 ماه بوده است که این مدت بیشتر از یک اصلاح معمول است. "

ریزش بازار اغلب منجر به تغییر چشمگیر سرمایه، سرمایه‌گذاران می‌شود. بازار ریزشی بیشتر مربوط به موضوعات عمیق‌تر و تأثیرگذارتر است که می‌توانند به یک بحران اقتصادی شبیه باشند و نه فقط گزارش‌های ناامیدکننده اقتصادی.

کانتی (Canty) می‌گوید: "اگر موضوعات اساسی‌تری روی بازار تأثیر بگذارد، اصلاح بازار می‌تواند تبدیل به بازار ریزشی شود. "

هوگ می‌گوید: "در یک اصلاح، سرمایه‌گذاران هنوز در مورد درآمد آینده و اقتصاد خوش بین هستند، بنابراین آنها دوباره به بازار می‌آیند تا سهام خود را با قیمت‌های پایین‌تر بگیرند و بازار را به سمت بالاتر سوق دهند."

در یک بازار ریزشی، تغییراتی در چشم انداز اقتصاد ایجاد می‌شود و احساسات سرمایه‌گذاران منفی‌تر است. حتی پس از کاهش قیمت‌ها، آنها مطمئن نیستند که می‌خواهند از فرصتی استفاده کنند و سرمایه گذاری کنند یا نه!

از دیگر تفاوت بین سقوط بازار سهام و اصلاح بازار، به عنوان مثال، سقوط بازار سهام 1929 که آغاز رکود بزرگ د، سه سال طول کشید و دو دهه طول کشید تا بورس سهام ضررهای خود را به طور کامل جبران کرد. سقوط بازار سهام در سال 2008 که هم‌زمان با بحران مالی بود، منجر به یک بازار ریزشی دو ساله و رکود شدید شد. منجر به طولانی‌ترین و قوی‌ترین اصلاح بازار سهام در تاریخ شد.

یکی از کوتاه‌ترین اصلاح‌های سهام در ژانویه 2018 پس از سقوط 12 درصدی بازار طی یک هفته و نیم رخ داد. طی دو ماه، بازار ضررهای خود را به طور کامل جبران کرد و به بالاترین رکورد رسید.

پیدایش ویروس کرونا در سال 2020 یکی از شدیدترین افت‌های ثبت شده در بازار بود، بازار سهام از اوج تاریخی به بازار ریزشی کامل رسید.

5.jpg

چطور اصلاح و ریزش در بازار را تشخیص دهیم؟

مهم‌ترین نکته‌ای که باید درباره اصلاح بازار بدانید این است: تا زمانی که رسماً روند تمام نشود، نمی‌دانید این اصلاح بازار است یا ریزش!

اصلاحاصلاح بازار طبق تعریف افت کمتر از 10 یا 20٪ است. بین زمانی که بازار با کاهش بیش از 10٪ به "قلمرو اصلاح" وارد می‌شود و هنگامی که سقوط می‌کند، نمی‌دانید که این فقط "اصلاح" است یا سقوط جدی‌تر بازار. معمولاً افت سریع بازار به بیش از 20درصد به عنوان ریزش تعریف شده است.

6 راه برای شناسایی ریزش قریب‌الوقوع بازار

هدف این مقاله کمک به معامله گران و سرمایه گذاران در درک سرنخ‌ها و ویژگی‌های روان‌شناختی است که اغلب قبل از سقوط بازار است. دو نوع اصلاح وجود دارد، اصلاح قیمتی و اصلاح زمانی. تفاوت این دو در نوسان قیمت است.

در ادامه مطبی در مورد مشخصه‌های اصلی برای تشخیص اصلاح سهم (زمانی و قیمتی) صحبت خواهیم کرد. همان‌طور که گفته شد، هیچ‌کس نمی‌تواند روز یا ساعت را پیش بینی کند، اما اگر توجه کنید می‌توانید سیگنال‌ها را تشخیص دهید.

3.jpg

  • سرنخ شماره 1: سهام پیشرو سقوط می‌کند

اگر سهام پیشرو و به اصطلاح لیدرهای گروه شروع به شکست و سقوط کنند، نشان می‌دهد که بازار در حال ریزش است و پویایی بازار در حال تغییر است.

اخباری مانند اعلام قوانین محدودکننده، تحریم‌ها، تغییر نرخ بهره بانکی، انتشار ویروس همه‌گیر و. می‌توانند بر ریزش تأثیرگذار باشند معمولاً یک رویداد بزرگ رخ می‌دهد که بازار ضعیف شده را پایین می‌آورد. این می‌تواند کاتالیزوری باشد که باعث سقوط می‌شود.

  • سرنخ شماره 3: حدس و گمان بیداد می‌کند

چه کسی می‌تواند روزهای پرجنب‌وجوش سال 99 را فراموش کند که سها در یک روز صف خرید سنگین و در برخی از سهام با بیش از 5 واحد یا بیشتر افزایش یابد؟

اگرچه فضای بازار آن‌چنان طبق حدس و گمان نباشد، اما سرنخ‌هایی وجود دارد که در برخی سهام می‌توانید ادعا کنید که ارزش‌های فعلی بسیار بالا است.

  • سرنخ شماره 4: فنا و تاریکی رسانه‌ها

اخبار منفی اضطراب و ترس ایجاد می‌کند. هنگامی که رسانه‌ها گزارش می‌دهند که بازار برای چند روز رکورد نزول را داشته (به عنوان مثال "برای پنجمین جلسه معاملاتی متوالی شاخص افت کرد و . ") ، مردم را مضطرب می‌کند. سایکس می‌گوید: "انتشار اخبار منفی باعث می‌شود مردم به طور دسته جمعی خواستار خروج از بازار شوند، مثل فرار سارق از بانک. زیرا آنها دچار ترس و قرار شده‌اند. "

  • سرنخ شماره 5: افت قیمت در بازارهای جهانی: کاهش قیمت در بازارهای جهانی به‌خصوص بر سهام دلاری و فلزات اساسی تأثیرگذار و نشانه‌ای از ریزش بازار خواهد بود.
  • سرنخ شماره 6: جذابیت بازارهای رقیب: جذاب بودن سایر بازارهای مالی موجب جلب‌توجه سرمایه‌گذاران به دیگر بازارها می‌شود و می‌تواند موجب ریزش بازار گردد.

7.jpg

در هنگام اصلاح بازار چه کاری باید انجام دهید؟

وقتی بورس افت کند ارزش پرتفوی شما کاهش می‌یابد، اصلاح دوره های بازار یا سیکل بازار چیست؟ در بورس گاهی وسوسه‌انگیز است. در هنگام اصلاح شاخص بورس چه نباید بکنید؟

پاسخ ساده است: وحشت نکنید. غالباً اولین واکنش مردم در هنگام نزول سهام ترس و وحشت است که منجر به فروش سهام به هنگام افت شدید ارزش می‌شود. دانستن میزان تحمل ریسک و چگونگی تأثیر آن بر نوسانات قیمت در پرتفوی شما مهم است. از طریق متنوع سازی پورتفو که شامل نگهداری طیف گسترده‌ای از سرمایه‌گذاری‌ها است، سرمایه گذاران می‌توانند خود را از خطر بازار محافظت کنند.

اسپیر می‌گوید: "اگر رویکرد متنوع و منضبطی داشته باشید، بهتر است در طی زمان اصلاح مسیر خود را حفظ کنید. سرمایه‌گذارانی باهوش هستند که احساسات خود را کنترل کنند و با مغز خود سرمایه گذاری کنند."

بدانید که علت اصلاح چیست

قبل از هر اقدامی، هوگ توصیه می‌کند که یک گام به عقب برگردید و از تحولات اقتصادی که باعث اصلاح در بورس شده است، مانند گزارش درآمد ناخوشایند یا سایر رویدادهای اطلاع یابید. اگر تغییراتی ایجاد شده است که بر بازارهای سهام تأثیر می‌گذارد، ممکن است نشانه تشخیص زمان اصلاح سهم باشد که شما باید برای اصلاح گسترده یا حتی بازار ریزشی آماده شوید.

البته که این اتفاق به معنای فروش سهم و دارایی نیست برعکس، ممکن است لازم باشد سایر جنبه‌های برنامه مالی خود را تنظیم کنید تا شانس فروش دارایی را در نزدیک به حمایتی‌ترین نقطه بازار، کاهش دهید.

احساسات سرمایه گذاران، شاخص‌های اقتصادی، سیاست‌های جهانی و اخبار فوری، همه در تعیین اینکه آیا اصلاح شروع شده یا نه، نقش دارند.

پورتفوهایی متناسب با تحمل ریسک ایجاد کنید

با اتخاذ تخصیص دارایی که با اهداف و تحمل ریسک شما مطابقت داشته باشد، پورتفوی خود را تشکیل دهید. به‌این‌ترتیب، کمتر تصمیمی برای سرمایه گذاری احساسی هنگام اصلاح خواهید گرفت.

اصلاحات در بازار اغلب اولین فرصتی است که سرمایه‌گذاران جدید واقعاً درک می‌کنند که تحمل ریسک آنها چه‌قدر است. اگر اصلاح بازار موجب تغییر حال شما شد، باید محافظه کارانه تر سرمایه گذاری کنید.

4.jpg

تفاوت اصلاح قیمت، ریزش و پولبک چیست؟

شیوع 19COVID- فشار فوق‌العاده‌ای بر قیمت سهام وارد کرده است و برخی از سرمایه‌گذاران را وادار به فروش کورکورانه و بی رویه موقعیت در زمانی می‌کند که کل بازار روند نزولی دارد. سرمایه گذاران نگران معتقدند "این بار متفاوت است." با افت بازار، برخی از سرمایه گذاران این دیدگاه را از دست می‌دهند که روند نزولی - و روند صعودی - بخشی از چرخه سرمایه گذاری است.

پولبک:

پولبک در لغت تحت عنوان "عقب‌نشینی" یاد می‌شود به معنای بازگشت است. در این حالت، بعد از شکست شدن سطح حمایتی یا مقاومتی معتبر سهم، روند تغییر می‌کند و یک‌بار دیگر به آن سطح که شکسته شده بود باز می‌گردد.

اصلاحات:

اصلاح نیز همانند پولبک به معنای تغییر روند است. اما تفاوت مهم این دو در این است که پولبک موقت است اما اصلاح و ریزش طولانی‌مدت. ریزش از اصلاح و پولبک طولانی‌تر است.

ریزش:

در بازار خرسی و ریزشی، اگر از آخرین قیمت از اوج به 20٪ یا درصد بیشتری کاهش یابد، ریزش است.

اصلاحات بازار سهام زمان بسیار خوبی برای خرید سهام مناسب است. اصلاحات در بازار معمولاً به فرصت‌های چشمگیر خرید تبدیل می‌شوند، زیرا دوره های بازار یا سیکل بازار چیست؟ غالباً مختصر و ملایم هستند.

8.jpg

نکات مهم اصلاح شاخص بورس و تشخیص زمان اصلاح سهم

اصلاح شاخص در بورس چیزی بیش از کاهش متوسط ارزش شاخص بازار یا قیمت یک دارایی نیست. به طور کلی اصلاح در بورس به این معنی است که قیمت 10 تا 20 درصد از ارزش اوج اخیر کاهش داشته باشد و اصلاحات می‌تواند برای شاخص یا حتی سهام شرکت اتفاق بیفتد.

تحلیلگران از نمودار برای پیگیری تغییرات در طول زمان در یک دارایی، شاخص یا بازار استفاده می‌کنند.

اصلاحات و ریزش‌های بازار می‌تواند در اثر موارد زیادی ایجاد شود. گاهی اوقات یک بحران خارجی است، مانند همه گیری ویروس کرونا در مارس 2020. بار دیگر، یک صنعت یا بخش اقتصادی خاص منفجر می‌شود و امواج را به سراسر بازار می‌فرستد، مانند سقوط مسکن و در نتیجه آن بحران مالی سال 2008.

تفاوت پولبک و ریزش و اصلاح در مدت‌زمان آن‌ها می‌باشد. همچنین، پولبک نشانه تغییر روند و تبدیل مقاومت به حمایت یا تبدیل حمایت به مقاومت است. اما اصلاح به معنای تغییر روند سهم در مدت کوتاه و معمولاً ریزش به معنای تغییر روند سهم در بلندمدت است.

در طی یک دوره اصلاح، دارایی‌های فردی به دلیل شرایط نامطلوب بازار غالباً عملکرد ضعیفی دارند. اصلاحات می‌تواند یک‌زمان ایده‌آل برای خرید دارایی‌های با ارزش بالا با قیمت‌های تخفیف یافته ایجاد کند. با این حال، سرمایه‌گذاران همچنان باید خطرات مربوط به خریدها را بسنجند، زیرا با ادامه اصلاحات می‌توانند متوجه کاهش بیشتر قیمت شوند.

روش تشخیص پایان روند صعودی و نزولی در ارزهای دیجیتال

روش تشخیص پایان روند صعودی و نزولی در ارزهای دیجیتال

روش های تشخیص پایان روند صعودی و نزولی حائز اهمیت است زیرا با شناخت این دو است که می توانیم به سود برسیم. به طور کلی، دو واژه صعودی و نزولی، معمولاً برای توصیف عملکرد بازار های سهام در حال افزایش و کاهش، استفاده می شوند. در این زمینه، یک بازار در حال افزایش، بازار صعودی نامیده می شود، در حالی که بازار رو به کاهش، بازار نزولی نامیده می شود. با توجه به اینکه بازار کریپتو به طور کلی بی ثبات است و به صورت روزانه در نوسان است، این اصطلاحات برای اشاره به روند های طولانی تر حرکت عمدتاً صعودی یا نزولی، استفاده می شود. در این مقاله، ما بر چگونگی اعمال روند ها در ارز های دیجیتال و روش های تشخیص پایان روند صعودی و نزولی، تمرکز خواهیم کرد. در ابتدا لازم است تا با مفهوم بازار های نزولی و صعودی آشنا شویم.

بازار صعودی

روش تشخیص پایان روند صعودی و نزولی

بازار صعودی، به شرایط کلی اقتصادی مطلوب اشاره دارد. بدان معنا که یک بازار در حال افزایش است و همچنین معمولا با احساسات مثبت سرمایه گذاران در مورد روند صعودی فعلی همراه است. در بازار صعودی، افزایش مداوم قیمت دارایی ها، همراه با اقتصاد قوی و سطوح بالای اشتغال، وجود دارد. به طور خلاصه، سرمایه گذار، بازار های صعودی را از طریق خرید اوراق بهادار شروع می کند. چرا که بازار های صعودی معمولا قیمت اوراق بهادار را افزایش می دهند. تا زمانی که عرضه بیش از تقاضا باشد، بازار صعودی ادامه دارد.
روند صعودی به یک دوره طولانی اشاره دارد که در طی آن سرمایه گذاران زیادی در حال خرید ارز های دیجیتال هستند. اعتماد سرمایه گذار معمولا یک حلقه بازخورد مثبت ایجاد می کند و روند صعودی را بیشتر می کند. درواقع می توان گفت سرمایه گذاری بیشتر، برابر است با افزایش مداوم قیمت ها. برای ارز های دیجیتال، قیمت، تا حد زیادی تحت تأثیر اعتماد عمومی به یک دارایی قرار دارد.
نگرش ها و اقداماتی که یک بازار صعودی را مشخص می کنند عبارتند از:
● افزایش قیمت در یک دوره زمانی پایدار
● تقاضای قوی علی رغم عرضه ضعیف
● افزایش اعتماد سرمایه گذاران به بازار
● قیمت گذاری بیش از حد پروژه های خاص
● درج صحبت هایی در مورد ارز دیجیتال در رسانه های اصلی و همچنین رسانه های اجتماعی
● علاقه عمومی به ارز های دیجیتال در میان افراد مشهور، اینفلوئنسرها و.
● افزایش شدید قیمت ها در صورت انتشار اخبار خوب و کاهش جزئی قیمت در صورت انتشار اخبار بد.

بازار نزولی

روش های تشخیص روند صعودی و نزولی

بازار نزولی بازاری است که در آن ارزش رمز ارز های پایه، حداقل 20 درصد کاهش یافته و همچنان در حال سقوط است. مشخصه یک بازار نزولی، افت 20 درصدی یا بیشتر، ناشی از اوج های قبلی است. به این ترتیب، قیمت ها پایین بوده و به طور مداوم کاهش می یابند. روند نزولی نیز بر چشم انداز سرمایه گذاران تأثیر می گذارد و الگوی نزولی بیشتری را تداوم می بخشد. در طول یک بازار نزولی، اقتصاد، با نرخ های بالای بیکاری همراه است. این شرایط می تواند ناشی از سیاست های اقتصادی ضعیف، بحران های ژئوپلیتیکی، ضعف در بازار و. باشد. بازار های نزولی، همچنین فاقد اعتماد عمومی که اکثر سرمایه گذاران در طول دوره های صعودی دارند، هستند. به طور معمول، معامله گران کریپتو قصد دارند دارایی ها را در طول یک بازار نزولی خریداری کنند، اما دانستن اینکه دقیقاً چه زمانی یک بازار نزولی به پایان رسیده است دشوار است و این امر باعث میشود سرمایه گذاران دچار مشکل شوند. به همین دلیل است که فراگیری آموزش خرید ارز دیجیتال در کف قیمت، از واجبات معامله در بازار ارز دیجیتال به شمار می رود‌. بازار های نزولی در نهایت تمایل به آرام شدن دارند و سرمایه گذاران می توانند دوباره یک چرخه صعودی جدید را آغاز کنند. در ارز های دیجیتال، پیش بینی زمان شروع یک بازار نزولی بر اساس روند های قبلی بسیار دشوار است. یک شاخص رایج که نشان دهنده دلیل شروع یک بازار نزولی می باشد، عبارت است از حجم معاملات کمتر.
نگرش ها و اقدامات معمولی که یک بازار نزولی را مشخص می کند نیز، عبارتند از:
● کاهش قیمت ها در یک دوره زمانی دوره های بازار یا سیکل بازار چیست؟ پایدار
● عرضه بیشتر از تقاضا
● عدم اعتماد سرمایه گذاران به بازار
● صحبت منفی در مورد ارز دیجیتال در رسانه های اصلی و همچنین رسانه های اجتماعی و بی اعتمادی عمومی به ارز های دیجیتال در میان اقتصاددانان
● تحلیلگران و امور مالی سنتی

تعریف روند در بازار های مالی

روند احتمالاً مهمترین امر در معاملات روزانه و سرمایه گذاری بلند مدت است. در بیشتر موارد، معامله گران معمولا علاقه مند به شناسایی زودهنگام یک روند و خروج از آن در هنگام معکوس هستند. موفق ترین معامله گران می توانند یک روند صعودی جدید را شناسایی کرده و دارابی مورد نظر خود را خریداری کنند. سپس، پس از پایان این روند وارد معامله کوتاه شوند. به یاد داشته باشید که هیچ فردی دقیقا نمی داند، چه زمانی یک روند به پایان می رسد. اما استفاده انواع روش های حرفه ای ترید، شانس شما برای خروج از یک معامله با سود بالا، را افزایش می دهد. برای تشخیص پایان یک روند، ابتدا باید بدانیم که در یک روند هستیم. برای دوره های بازار یا سیکل بازار چیست؟ این امر، از روند اقدام قیمت استفاده می شود. در این روش، به عملکرد قیمت توجه می شود. به این شکل که در یک روند صعودی، به دنبال بالا ترین سطح و در یک روند نزولی، به دنبال پایین ترین سطح باشید. زاویه حرکت بر روی نمودار نیز، تندتر از حد معمول خواهد بود. برای مثال، نمودار های روزانه نشان می دهند که قیمت بیت کوین از مارس،2020 تا آوریل ،2021 در یک روند صعودی عمده بوده است. در آن زمان، هر فردی که ارز دیجیتال را خریداری می کرد، درآمد کسب می کرد. با این حال، می بینیم که این روند زمانی به پایان رسید که سکه به بالاترین حد خود یعنی حدود 65000 دلار رسیده بود. نگاهی دقیق تر به نمودار ها می تواند به ما کمک کند تا بدانیم چگونه پایان یک روند در معاملات را شناسایی کنیم. فراز و نشیب هایی که بیت کوین در ماه های اخیر داشته است، آن را به یک مطالعه موردی کامل تبدیل کرده تا بهترین استراتژی ها را برای پیش بینی پایان یک روند و بهره مندی از آن، تجزیه و تحلیل کنیم. برخی از این استراتژی های کاربردی را در ادامه مقاله شرح داده ایم.

استفاده از الگوی دو یا سه دارایی بالاتر

اولین استراتژی مفید برای شناسایی پایان یک روند، این است که از الگوی دو یا سه مورد دارایی بالا استفاده کنید. این الگو زمانی اتفاق می افتد که قیمت دارایی تا یک میزان خاص افزایش یابد و سپس عقب نشینی کند. سپس قیمت دوباره افزایش می یابد و در اولین سطح اوج ، مقاومت پیدا می کند. اگر نتواند بالاتر از مقاومت اول حرکت کند، می تواند سیگنالی باشد که در شرف پایان است. در برخی موارد، قیمت تمایل به عقب نشینی و سپس افزایش و آزمایش مجدد سطح اولیه مقاومت خواهد داشت. این به عنوان الگوی سه گانه بالا شناخته می شود. بنابراین، اگر از یک دارایی طولانی مدت در سبد پرتفوی خود بهره مند هستید، که الگوی دو یا سه تایی را تشکیل می دهد، میبایست از معامله خارج شوید. چرا که این سیگنالی است که روند رو به پایان خواهد رفت.

استفاده از میانگین متحرک

یک استراتژی ساده دیگر برای شناسایی پایان یک روند صعودی یا نزولی، استفاده از میانگین متحرک (Moving Average)، است. همانطور که می دانید، MA یکی از موثرترین شاخص های دنبال کننده روند در جهان، و یکی از متداول ترین اندیکاتور های تحلیل است که اساس ابزار های معاملاتی زیادی را تشکیل می دهد. انواع مختلفی از میانگین های متحرک مانند ساده، نمایی، وزنی و هموار وجود دارند. میانگین دوره های بازار یا سیکل بازار چیست؟ متحرک به شما نشان می دهد که زمانی که دارای یک دارایی طولانی یا کوتاه مدت هستید، در یک روند صعودی، تا زمانی که دارایی بالاتر از MA باشد، قیمت در روند صعودی باقی خواهد ماند. در این حالت، تا زمانی که قیمت بالاتر از این MA باشد، روند صعودی تمایل دارد دست نخورده باقی بماند. اندیکاتور میانگین متحرک، قیمت ها را به عنوان داده ها، مورد استفاده قرار می دهد و میانگینی از قیمت های گذشته را محاسبه می کند. این اندیکاتور، یک شاخص دنباله روی روند می باشد که حرکتی مشابه به حرکت نمودار قیمت را نشان می دهد. روش دیگر استفاده از میانگین متحرک برای شناسایی زمانی که یک روند در شرف پایان است، استفاده از دو مورد از آن ها، یعنی ترکیب میانگین متحرک 50 روزه و 25 روزه است. از MA، بیت و پنج روزه به عنوان سیگنال سریع و پنجاه روزه به عنوان تایید کننده این معکوس استفاده می شود. در این حالت، اگر دارایی از میانگین متحرک 25 روزه عبور کند، فرض می شود که پایان روند نزدیک است. پایان روند زمانی تایید می شود که قیمت بتواند به زیر میانگین متحرک نمایی 50 روزه حرکت کند و یا زمانی که این دو میانگین، یک متقاطع نزولی ایجاد کنند. به جای میانگین متحرک 50 روزه و 25 روزه، بسیاری از معامله گران بلندمدت از میانگین متحرک 50 روزه و 200 روزه در فرآیندی که به عنوان تقاطع مرگ شناخته می شود، استفاده می کنند. سایر شاخص های فنی که می توانند به شما در شناسایی پایان یک روند کمک کنند، باند های بولینگر، کانال های Donchian و Ichimoku هستند.

الگوهای معکوس

روند در بازار نزولی

همچنین می توان انتهای یک روند را با استفاده از چندین الگوی معکوس نیز شناسایی کرد.
از محبوب ترین این الگو ها عبارت است از:
1.الگوی کف گرد
2. الگوی سر و شانه ها
3. الگوی شمعدانی

الگوی کف گرد یا Rounding Bottom، زمانی اتفاق می افتد که قیمت دارایی به یک سطح معین افزایش می یابد و سپس به تدریج شروع به کاهش می کند. در پایان، چیزی شبیه به یک نعلبکی وارونه را تشکیل می دهد.
الگوی سر و شانه یا Reverse Head and Shoulders، زمانی اتفاق می افتد که دارایی که قیمت آن در حال افزایش است، یک اوج اولیه را تشکیل داده و سپس کاهش می یابد. پس از این اتفاق، قیمت از پیک اولیه بالاتر می رود و تا اولین حمایت کاهش می یابد. سپس مجدد بالا می رود و شانه های راست را تشکیل می دهد. هنگامی که این اتفاق می افتد، قیمت معمولا پایین دوره های بازار یا سیکل بازار چیست؟ تر خواهد بود. الگوی سر و شانه، یک اندیکاتور بازگشتی صعودی است که در هشتاد درصد مواقع در روند صعودی و در بیست درصد مواقع، در یک روند نزولی شکل می گیرد. میزان خطای این الگو بسیار کم بوده و به همین دلیل، الگوی معتبری معرفی می شود.
الگوهای شمعدانی، برای معامله گران کوتاه مدت، می توان از برخی از الگو های شمعدانی استفاده کرد. برخی از این الگو ها که می توانند پایان یک روند را نشان دهند عبارتند از:
● دوجی
● صعودی
● سه سرباز سفید
● الگوی چکش
این الگو های شمعدانی، زمانی که به خوبی مورد استفاده قرار گیرند، می توانند سیگنال هایی را از زمان پایان روند ارائه دهند. شناسایی پایان یک روند کار آسانی نیست. با این حال، استفاده از برخی از این استراتژی ها می تواند به شما در تشخیص زمان وقوع این اتفاق کمک کند. در تشخیص پایان یک روند، مشاهده شمعدان های بزرگ روی نمودار زمانی است که بازار روند رو به رشدی دارد. اگر قیمت برای مدتی در یک روند صعودی بوده است، سپس یک کندل قرمز بزرگ ظاهر می شود، این کندل خاص به اندازه کافی قوی است که برخلاف روند حرکت کند. حرکت صعودی ثابتی را که قیمت روی آخرین کندل انجام می دهد، لغو می کند. اگر این اتفاق مشاهده شد، به احتمال زیاد روند در حال پایان است و روند جدیدی در جهت مخالف جایگزین می شود. حال، اگر شمعدان های سبز رنگ بزرگ را در یک روند صعودی مشاهده کنیم، این لزوماً نشان دهنده قوی تر شدن روند نیست. اگر شمعدان های سبز رنگ بزرگ با شمعدان های قرمز رنگ بزرگ دنبال شوند تا یک الگوی سهمی ایجاد کنند، احتمالاً روند رو به پایان است.

بولینگر باند ( Bollinger Bands )

Bollinger Bands نوعی شاخص نمودار برای تحلیل تکنیکال است که به طور گسترده توسط معامله گران در بسیاری از بازار ها، از جمله سهام آتی و ارز استفاده می شود. این اندیکاتور که توسط جان بولینگر در دهه 1980 ایجاد شد، بینش منحصر به فردی را در مورد قیمت و نوسانات ارائه می دهد. Bollinger Bands، یک ابزار معاملاتی است که برای تعیین ورود و خروج از روند، در یک معامله استفاده می شود. Bollinger Bands، از سه خط تشکیل شده است که از میانگین متحرک ساده 20 روزه (SMA) برای باند میانی استفاده می کند. باند بالایی با گرفتن باند میانی و افزودن دو برابر انحراف استاندارد روزانه به آن مقدار، محاسبه می شود. باند پایین نیز با در نظر گرفتن باند میانی، منهای دو برابر انحراف استاندارد روزانه محاسبه می شود. اندیکاتور باند های بولینگر، می تواند به شما کمک کند تشخیص دهید که چه زمانی بازار صعودی یا نزولی است. در یک روند صعودی، می توان مدت زیادی به باند بولینگر پایین نزدیک شده و در یک روند نزولی، می توان در نزدیکی باند بولینگر بالا، قرار گرفت.

شکسته شدن خط روند

این نیز یک راه ساده دیگر برای شناسایی پایان یک روند است، مشروط بر اینکه بدانید چگونه یک خط روند معتبر ترسیم کنید. خط روند، یک خط مستقیم است که حداقل دو نوسان اوج را دوره های بازار یا سیکل بازار چیست؟ در طول یک روند نزولی یا حداقل دو نوسان پایین را در طول یک روند صعودی به هم متصل می کند. وقتی قیمت خط روند را می شکند، دو احتمال وجود دارد که می تواند اتفاق بیفتد. احتمال اول، روند ادامه دار به پایان می رسد و قیمت در جهت مخالف حرکت می کند. احتمال دوم، قیمت برگشت می کند و روند ادامه دار ادامه می یابد. اگر مورد دوم اتفاق بیفتد، ما باید خط روند خود را دوباره ترسیم کنیم تا آن را ناگسستنی نکنیم. چرا که خط روند خوب، خط روندی است که با قیمت شکسته نشود. اگر شکستی اتفاق بیفتد، باید فقط برای پایان یک روند باشد.

معرفی ابزار های تحلیلی

مشکل خط روند این است که گاهی اوقات می تواند ذهنی باشد. معامله گران یک خط روند را متناسب با برنامه های تجاری خود ترسیم می کنند، عملی که فقط آن ها را در معرض ضرر قرار می دهد. بنابراین، برای شناسایی پایان یک روند، می توانید از شاخص دیگری نیز استفاده کنید. MACD شاخصی است که تغییرات روند را شناسایی کرده و حرکت بازار را اندازه گیری می کند. MACD معمولاً نشان دهنده یک تغییر حرکت قوی، به محض اینکه قیمت خط روند را بشکند، است. با این سیگنال مکمل، ما با اطمینان بیشتری می گوییم که یک روند در نهایت به پایان می رسد. اگر به نمودار دقت کنیم، می توانیم شاهد نمایان شدن یک کندل قرمز رنگ بزرگ در انتهای روند صعودی باشیم. در واقع، این کندل خاص است که خط روند را می شکند. بنابراین در این مثال، ما عملا از ترکیب خط روند، MACD و کندل برای شناسایی روند استفاده می کنیم.

سخن پایانی
فرض کنید شما در حال حاضر بر روی یک روند حرکت می کنید، اما یک سیگنال قوی وجود دارد که روند به زودی پایان خواهد یافت. احتمالا عمل عاقلانه این است که از معاملات خود خارج شوید. اما اگر پوزیشن های باز ندارید، این فرصت خوبی برای شماست تا در روند جدید وارد معامله شوید. در مجموع، اندیکاتور های مختلفی وجود دارد که می تواند به ما کمک کند تا مشخص کنیم که چه زمانی یک روند در حال پایان است، که شامل کندل استیک ها، خطوط روند، نوسانگر ها، SAR سهمی، MACD، باند های بولینگر و. می شود. تجزیه و تحلیل و پیش بینی پایان یک روند به ما کمک می کند تا در صورت داشتن معاملات باز، میزان ضرر خود را به حداقل برسانیم و یا اگر معاملات باز نداریم، می توانیم روند را زودتر دریافت کرده تا بتوانیم تا حد امکان از روند جدید سود ببریم.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.